
|
تاريخ خبر: نمايي از فرهنگ غني گيلان در گنجينه ميراث روستايي
بخش دوم
![]() |
|
پس از جنگ جهاني دوم، اروپاييها براي رهباني از ميراث فرهنگ سرزمين خود ـ كه رو به نابودي بود ـ در برپايي گنجينه (موزه) ميراث روستايي همت گماردند تا با رهباني از ارزشهاي قومي، هويت از دست رفته خود را بازيابند. گنجينههاي ميراث روستايي، زيرمجموعه اكوموزهها (ecomuseum) يا موزههاي باز (open) هستند كه جلوهگاه فرهنگ و دانش قلمروهاي روستايي يك كشورند و تمدن و فرهنگ آنان را در يك محيط كاملاً طبيعي، بازمينمايانند. اين گونه از گنجينهها با هدف شناساندن دانش معماري روستايي، در مقياسي واقعي و در بستري همانند وضع نخستين خود، پا ميگيرند. دكتر محمود طالقــاني، جامعهشناس، در گفتوگو با گزارشگرما با اشاره به اين نكته كه در گنجينه ميراث روستايي گيلان، طرحي به نام «معماري چوب ملل» اجرا شده است، ميگويد: با اجراي كامل اين طرح، نمونههاي گوناگوني از خانههاي روستايي كشورهاي جهان بوجود خواهد آمد؛ و از هم اكنون مسئولان گنجينه ژاپني پيغام فرستادهاند كه آمادهاند به ازاي گرفتن يك خانه روستايي گيلاني، يكي از خانههاي ژاپني موجود درگنجينه خود را پيشكش كنند.» او بر اين باور است كه اگر بتوانند با دستاندركاران گنجينه ميراث روستايي گيلان، اين طرح را به اجرا درآورند، پژوهشگران و دانشپژوهان جوان در محل گنجينه مذكور، اين فرجه جالب و بيمانند را خواهند يافت كه با معماري و فرهنگ بكر ديگر مردمان جهان از نزديك آشنا شوند؛ و مقايسهاي از معماري روستاييان ديگر كشورها، با معماري روستاييان گيلان داشته باشند.» بوميهاي گيلان سخن ازفرهنگ، هنر و دانش مردماني روستايي است كه از ديرباز در قلمرويي به نام گيلان ميزيستهاند. محمدتقي پوراحمد جكتاجي ـ نويسنده و پژوهشگر ـ درباره تيره مردمان گيلان، ميگويد: «ساكنان نژاده گيلان از آميزه دو تيره گيلك و تالش پديد آمدهاند. تالشها در شمال غربي و غرب؛ و گيلكها در غرب، مركز، جنوب و شرق گيلان زندگي ميكنند.» او ميگويد: «گيلان در پهنه كوچكش، قومهاي گوناگوني را در خود جاي داده است، كه با توجه به روحيه مداراجو و روادار مردم گيل، همه اين اقوام از ديرباز از جايگاهي ايمن و برابر برخوردار بودهاند و در كنار هم به خوشي زيستهاند. با وجود اين همه تيره و تبار، تنشهاي قومي در قلمرو گيلان، هميشه نزديك به صفر بوده است؛ چون همه، خود را گيلاني ـ ايراني ميدانند؛ و اين، رويدادي بسيار خوشايند و زيباست.» بيگمان نقش اين تيرهها در غنيسازي فرهنگ و دانش گيلان زمين، بيتأثير نبوده است؛ اما امروزه از برخي از اين تيرهها مانند «ديلمانيان»، فقط نامي به جاي مانده است. پوراحمد جكتاجي، درباره، تيرههاي ماندگار در استان گيلان، ميگويد: «در كنار گيلكان و تالشان، تيرههاي ديگري مانند كردها (خورگام) لرها (لوشان) و تركها (منجيل / لوشان دوره صفويه) نيز ميزيند، كه در چند سده پيش، به سبب گردنكشي در مقابل فرمانروايان مركزي، به استان گيلان كوچانده شده و در قلمروهاي گوناگون، ماندگار شدهاند. فرمانروايان آن زمان مي خواستند با دور كردن اين تيرهها از سرزمين مادري، آنان را هم گوشمالي دهند و هم با گماشتن والياني از ميان آنان، جلوي شورشهاي ستم ستيز گيلانيها را بگيرند. آذريزبانها نيز در دهههاي گذشته از اردبيل، زنجان و خلخال براي كار و زندگي بهتر، به گيلان آمدهاند كه بيشتر در شهرهاي آستارا و هشتپر ماندگار شدهاند. در دوره شاهعباس نيز گروهي از ارمنيها به گيلان كوچانده، شدند، كه اكنون شمارشان بسيار اندك است.» اين پژوهشگر ميافزايد: «برخي پژوهشگران از مردمي به نام تات (بخشي از ديلميها) در قلمروهاي جنوبي و نوار غربي گيلان نام ميبرند كه گيلانيتبار بوده و ميان مردم گيلان و قلمرو همجوار، ماندگاري يافته و در شمار نسلهاي نژادهگيلاني هستند.» جكتاجي باور دارد كه ديلم و ديلمي، يك ياد و خاطره شيرين و با شكوه تاريخي است كه در تاريخ گيلان و ايران، جاودانه ماندهاند. او همچنين معتقد است كه ديلميها، تيرهاي كهن و پرآوازه گيلاني هستند كه در گيلان و نيز سراسر ايران، عراق، سوريه، اران (جمهوري آذربايجان) و ارمنستان، تاريخ ساز بودهاند وشاهاني مانند مرداويچ و عضدالدوله ديلمي از ميانشان برخاستهاند، اما امروز، اين تيره در قلمروهاي جغرافيايي گوناگون در سراسر ايران، جزيرههاي كوچك گيلاني تبار را تشكيل ميدهند. او با اشاره به اين كه مردمان كوهنشين جنوب گيلان و مازندران، روزگاري نام و نشان ديلمي، داشتهاند، ميگويد: «زيستگاه آنان به ديلمستان شهره بود. اكنون چند سالي است كه دهستان ديلمان ـ يگانه نشانه به جا مانده از ديلميهاي كهن ـ دگرگون به شهر شده و داراي شهرداري است.» او ميافزايد: «گالشها از ديگر تيرههاي گيلك نيز دامدار و رمهگردان و چوپانند و بسته به اين كه گاو يا گوسفند يا بز داشته باشند، به گاوگالش، گوسفندگالش و بوزگالش شهرهاند. در حقيقت، گالشها قوم نيستند، بلكه بخشي ازمردم كوهنشين وكوچنده سراسر كوههاي جنوبي درياي كاسپين ـ از كوههاي تالش گرفته تا البرز و حتي تا دامنه كوه دماوند ـ هستند كه كارشان دامداري است. در مقابل گالشان كه دامدار وكوچندهاند، مردمان كشاورز گندمكار و يكجانشيني نيز وجود دارند كه به نام «كلايي» شهرهاند. گالشها و كلاييها،همان بازماندگان ديلميان كهناند كه زبان امروزشان، يكي از لهجههاي گيلكي است.» دوباره چيني هماكنون از 9 قلمرو تعريف شده در مجموعه گنجينه ميراث فرهنگ روستايي، چهار قلمرو از روستاهاي استان گيلان، دوباره چيني و كامل شده است و طرحهايي مانند «معماري چوب ملل»ـ هنوز به اجرا درنيامده است. دكتر طالقاني درباره همكاري گنجينه داران جهان به گنجينه ميراث روستايي گيلان، ميگويد: «مارك بروكول، يكي از همكاران پيشين من در فرانسه و بنيانگذار گنجينه الزاس (يكي از بزرگترين اكوموزههاي اروپا) كمكهاي زيادي ـ چه در زمينه آموزش و چه در زمينه كارهاي اجرايي ـ به ما كرده است. او كه براي ديدهباني كار واچيني (برداشتن تِكه تكه بناي نخستين) در كنار ما حضور داشت، هنگامي كه بازه نخست كار به پايان رسيد و واچيني رويه نخستين ساختمان، انجام گرفت و اتصالها و چگونگي ساخت سازه، نمايان شد، خودباخته شد. او از چگونگي ساخت و سازها و معماران روستايي، ماتش برده بود و هر آينه، از خود ميپرسيد كه اين دانش از كجا آمده است. مارك بروكول در كنفرانسهاي جهاني، اعتراف كرد كه اگر به چشم خود نميديد، هرگز باورش نميشد كه چنين تكنيك و دانش پيچيدهاي در ساخت خانههاي روستايي گيلان از سوي معماران روستايي، بكار رفته باشد.» مارك بروكل، در نوشتاري آورده است: «از آنرو به گيلان سفر كرده بود كه به متخصصان گيلاني، چيزي بياموزاند، ولي خود از دانش معماري روستاييان گيلان، بسيار چيزها آموخت.» ناحيه به ناحيه دكتر طالقاني درباره تجربه و آموزههاي خود در ساخت گنجينه ميراث روستايي، ميگويد: «همراه چند كارشناس و مهندس، مردمشناس، استادكار، كارگر و دانشجو، وجب به وجب مناطق استان گيلان را بررسي و مطالعه كرديم. به كوهپايهها، جلگهها، درهها و روستاهاي دورافتاده رفتيم و در نقشه گنجينه، سراسر گيلان را به 9 قلمرو روستاهاي ساحل شرق، جلگه شرق ـ كوهپايه شرق، كوهستان شرق، ساحل غرب، جلگه غرب، كوهپايه غرب، كوهستان غرب و روستاي جلگه مركز، تقسيم كرديم.» اين استاد دانشگاه ميافزايد: «در هر جا از اين نه قلمرو، خانه يا بنايي را ديديم كه به لحاظ معماري و دانش ساخت از ويژگيهاي فرهنگي خامي برخوردار بود، آن را خريداري كرده و پس از مطالعه و بررسي، با روشي منظم و دقيق، واچيني (جداسازي) كرده و قطعههاي جداشده خانه وبنا را به محل گنجينه (جنگل سراوان) انتقال داديم و به كمك مهندسان، به همان شكل نخستين، «دوباره چيني» يا بازسازي كرديم. به گفته طالقاني، ارزشها و سنجههاي گزينش يك خانه يا بناي روستايي در ميان دهها نمونه، كهن بودن يا قدمت و رعايت اصول سنتي در ساخت بنا بوده است. يعني همان ويژگيهاي مهم و با ارزشي كه به يك بنا، اصالت ميبخشد. اكنون نيز كوشش همكاران براين است كه هر خانهاي (خانههاي هدف) كه براي ساخت دوباره در محل گنجينه، برگزيده و خريداري ميشود، نمونههاي مشابه ديگري از آن در همان قلمرو روستايي، وجود داشته باشد. نمونه خانههايي كه نشانگر چگونگي زيستدهكي از دهكهاي اجتماعي در روستاهاست. برداشت بنا دكتر طالقاني درباره سختيهاي توانفرساي كار، ميگويد: «اگر به فرهنگ و دانش كشور، مهري نباشد، برداشتن حتي يك گام در اين راه، شدني نيست.» او ميافزايد: «برداشت بناها يا خانههاي انتخاب شده، در سه مرحله انجام ميشود. به اين ترتيب كه آنچه قابل ديدن است ـ از همه عناصر ساختمان نظير معماري و مصالح بكار رفته ـ مورد بازبيني و بررسي قرار ميگيرد. شكل بنا نيز روي كاغذ ترسيم شده و پلان به پلان از نماها و مقاطع مختلف، نقشهبرداري ميشود. همچنين تغييرات خانه نيز بررسي ميشود. همراه با اين بررسيها، كلفتي و گونه مصالح، لايههاي پوششي و رويه ديوارها نيز جداسازي شده تا اسكلت بنا نمايان شود. لايهبرداري سقف خانه نيز در اين هنگام انجام ميشود؛ كه كارشناسان را در درك و دريافت درست پوشش و شيوه اتصالها و اجزاي سازهاي سقف، ياري ميرساند. پس از تكميل دادهها و نقشههاي معماري، همه در و پنچرهها و قطعههاي چوبي و غيرچوبي، پلاكگذاري ميشود؛ تكههايي نيز كه در لابهلاي گل و ساروج، پنهان مانده است، دربازه بعدي، شمارهگذاري ميشود.» واچيني واچيني بنا از بالاترين تراز سازه ـ يعني بام ـ انجام ميشود. در واچيني، كوشش براين است كه همه عناصر و اجزاي چوبي خانه، سالم و در نهايت دقت و احتياط، جداسازي شود. هرگونه آسيبي، از آنجايي كه ساخت دوباره آن ممكن نيست، از ارزش كار ميكاهد. از همه اين كارها، عكس و فيلم تهيه ميشود و كروكيها با همه گوشهها و جزييات، ترسيم ميشود تا مهندسان در بازسازي و چينش دوباره آن در محل گنجينه، راهنمايي مستند در اختيار داشته باشند و دچار مشكل نشوند. از همه مهمتر اين كه خانه نمونه روستايي، بايد درست مانند اصل خود در روستا، بازسازي شود و هيچ تفاوتي با آن نداشته باشد. درست مانند اين كه خانهاي را از جايش در روستا كنده و به مجموعه مورد نظر آورده باشيد.» دوباره چيني دكتر طالقاني درباره واژه «دوبارهچيني» ميگويد: «پس از شناسايي و انجام بررسيها در سايت گنجينه و با توجه به دادههاي گردآمده، كار «دوبارهچيني» از سوي كارشناسان و متخصصان انجام ميشود.» او، دوباره چيني را از پيچيدهترين كارهاي اجرايي ميداند و در اين باره ميگويد: «در اين مرحله، انبوهي از مصالح، تكه و قطعه روي هم تلنبار شده است كه بايد مانند يك همجور (پازل) آن را جور در بياوريد. هنگاميكه بخواهيد با قطعه ها و مصالحي از پيش آماده، يك خانه بسازيد، كار چندان مشكلي نخواهد بود، ولي مشكل كار موزه اين است كه با اين مصالح كهنه، بايد يك خانه محكم و استوار ساخت و هم اين كه خانه بايد درست مانند شكل و بافت نخستين خود باشد.» او درباره سختي كار بازسازي و شكلگيري گنجينهاي به نام ميراث فرهنگ روستايي، ميگويد: «هر خانه روستايي به همراه محوطهاش تعريف ميشود. اگرچه محوطه مرز ميان درون و بيرون خانه است، اما سبب جداشدگي فضاي ميان طبيعت و فضاي معماري نميشود. مرز محوطه بيرون، لايه شفافي است كه به خانه، بار معنايي ميبخشد و سبب تعامل ميان معماري و محيط ميشود؛ پس مهندسان بايد به كالبد ساخته شده و روح حاكم بر خانههاي روستايي كه متاثر از مكان قرارگيري، شيوه زندگي و فرهنگ حاكم بر روستاست، توجه ويژه داشته باشند تا كار «دوباره چيني» بدون نقص و در فضايي مناسب اجرا شود.» به روايت اين جامعهشناس، پس ازانجام كار دوباره چيني خانه، برپايه پژوهشهاي مردمشناسي و با استفاده از ابزار و اشياي سنتي و باتوجه به وضع نخستين آنها در روستاها، چيدمان اشيا در جاي طبيعي خود، در درون و بيرون خانه، انجام ميگيرد. ديگر شناسههاي روستا مانند: مسجد، قهوهخانه و مكانهاي ديگر نيز دركنار مجموعه مسكوني، بازسازي ميشود. احمد ايتامي چابكسري codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


